تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
https://avalpack.com
همکاری در فروش
techtip
طراحی سایت و سئو سایت پزشکی و کلینیک
آموزش زبان انگلیسی




چرا؟؟؟! s
چرا؟؟؟!
چرا شعر عشق عاشقانه شعر عاشقانه حالاچرا آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرانوش‌داروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و

چرا؟؟؟!

پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : رامین مهدی پور

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا


نوش‌داروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا


عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا


نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا


نوش‌داروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا


عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا


نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا


وه که با این عمرهای کوته بی‌اعتبار

این‌همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا


شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا


ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا


آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند
در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا


در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا


شهریارا بی حبیب خود نمی‌کردی سفر
این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا





موضوعات مرتبط با این مطلب : عشق
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,
نام :
ايميل:
سايت:
کد تایید:
ارسال نظر به صورت خصوصي به مدیر سایت

ساخت وبلاگ