X
عشق
برای مشاهده تمام مطالب عضو شوید
•´¯`•. اول به نام خدای عشق، دوم به نام عشق، سوم به یاد مرگ .•´¯`•

کسب درآمد
گفتم: عشق چیست؟ گفت: آتش! گفتم: مگر آن را دیده ای؟ گفت: نه ، در آن سوخته ام!

تاريخ : جمعه 9 آبان 1393
 باز محرم رسید, ماه عزای حسین

                                     سینه ی ما می شود, کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

                                              تا که بگیرم صفا ,من ز صفای حسین



ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : دوشنبه 21 مهر 1393
سلام عشقم خوبی؟؟؟؟ مرسی از اینکه اومدی دیدنم....عشقم قول بده زود به زود بیای دیدنم هاااااا باشه؟؟؟؟؟ ببینم بازم بادکنک گذاشتی سرت اره ه ه ه ه ه...!؟؟؟؟؟ اصلا کیلیبس رو بیخی وایسا بینم چرا چشمات خیسه:|هااااااااان؟؟؟؟؟؟ داری گریه میکنی؟؟؟؟چند وقتی که باهام بودیم گریه آت رو ندیدم بودم...عشقم نکنه دلت واسم تنگ شده...!نه؟؟ آی شیطون :) راستش منم دلم واست خیلی تنگ شده...! چرا را داری گریه میکنی بس کن دیگه...:| اگه واسه کم محلی هات اگه واسه بد حرف زدن هات اگه واسه بی مرامی هات داری گریه میکنی گریه نکن من قبل مرگم بخشیدمت ولی هر چی زنگ زدم بهت بگم تو جواب نمیدادی و گوشیت رو خاموش کردی...:| راستی سنگ قبرم قشنگه؟؟؟؟؟ دست بکش رو سنگه قبرم تا اروم شم...دستت رو بکش سره همون قبری که عشقم رو با تمام ارزوها و خاطرات با تو رو همراه با خودم توش دفن کردم کاش میتونستی خاک هارو کنار بزنی و ببینی که زیر خاک هم دارم می بارم م م م:( راستی تا یادم نرفته بگم که عشقم رنگ سیاه خیلی بهت میاد:) خیلی:)



ارسال توسط رامین مهدی پور
ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391

باسلام .شما بازدید کننده عزیز  می توانید مطالب خود را از طریق بنر زیر برای وبلاگ عشق بفرستید و بانام شما در این وبلاگ نمایش داده شود.


کلیک کنید



http://www.samenblog.com/uploads/h/hal/48167.gif


ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : پنجشنبه 1 آبان 1393

گفت:چی شدی؟؟چرا انقدر لاغر شدی؟؟
سرمو انداختم پایین گفتم:مهم نیست.
گفت:چرا سرتو میندازی پایین؟؟؟
گفتم:مهم نیست.
گفت:دلت واسم تنگ نشده؟؟؟
گفتم:مهم نیست.
گفت:عاشق شدی؟؟؟
گفتم:مهم نیست.
گفت:هنوز دوستم داری؟؟؟
گفتم:مهم نیست.
ناراحت شد و گفت:اگه مهم نبود نمیپرسیدم.
گفتم:مهم نیست.
یه لبخندی زد و گفت:مهم نیست.
گفتم:چی؟
گفت:مهم نیست چیزایی که مهم نیست و رفت.
سرمو بالا آوردم تا رفتنشو ببینم
داد زد.. . نگاه نکن چیزی رو که برات مهم نیست.
من هیچوقت نگفتم:مهم نیستی
فقط گفتم:
مهم نیست دردای من.
مهم نیست این دل من.
مهم نیست درد و دلام.
مهم نیست غصه هام.
مهم نیست دل خواسته هام.
مهم نیست بی صدا شکستنم.. .یا اینکه گم شدنم.
مهم نیست نبودنم.
مهم نیست هنوز برات میمیرم.
مهم تویی که یه روز تنهام میزاری.. .
دوستت دارم
سلامتی کسایی ک خیلی چیزارو نفهمیدن



ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : پنجشنبه 1 آبان 1393

نه وقته جان عاشیق اولوم وعشقیمنن اوزاخ؟ نه وقته جان یالقیز لیخ لاریمین اسیری اولوم و یاریم نان اوزاخ .....؟

نه وقته جان گه ره سینین اوزاخلیقی وا خاطیر گوز یاشی توکم  واو ایستی اله ریوین حسرتین چکم ...؟

نه وقته جان الله ایم نان ایلتماس ایلییم که سینی منه چادیرسین ، سینس منه یاخین ایلیه تا ایلیه بیلم سینی باغریما باسام...؟

نه وقته جان گه ره  عشق بولبولونون غملی سه سین ایشیدم و اوره ییم سینده سینسن اوچون تنگ اولا...؟

نه وقته جان گه ره  دردلی عاشیقانه ،گون باتان چاغی،قاش قارالان چاغی،توفه قارا اولدان دوشن چاغی گورم و اوره ییم سینده تنگ اولا...؟



ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : چهارشنبه 23 مهر 1393

ایـن روزا مـیـگـذره بـا تـمـوم خـوبـی هـا و بـدی هـاش..
مـیـگـذره بـا هـمـه قـشـنـگـیـو زشـتـی هـاش...
شـبـاشـم مـیـگـذره...
بـاهـمـه ی تـنـهـایـیـاش...بـا هـمـه ی دلـتـنـگـیـاش...
یـه روزی صـدای قـهـقـه خـنـدمـون تـا اسـمـون مـیـرسـیـد...
یـه روزم صـدای گـریـمـونـو بـا ریـتـم دوش اب حـمـوم تـنـظـیم میـکـردیـم تـا کـسـی صـداشـو نـشـنـوه...
یـه روز خـوشـحـالـشـون کـردیـم...
یـه روز نـاراحـتـمـون کـردن....
یـه روز حـسـرت داشـتـیـم یـه روز ارزو بـه دلـمـون گـذاشـتـن.....
مـیـدونـم مـثـه مـنـم یـه شـبـایـی داشـتـیـد کـه از دسـه خـدا هـم کـاری بـر نـمـیـومـد...

شـبـایـی کـه بـغـضـتـون از اسـمـونـم مـیـزد بـالــا...

گـذشـت دیـگـه نـگـذشـت؟؟؟؟

گـذشـت امـا چـجـوری...

هـعـی...
یـه روزی دوسـت داشـتـیـم امـا دوسـمـون نـداشـتـن...
یـه روزی دوسـمـون داشـتـن امـا دلـی نبـود کـه دوسـشـون داشـتـه بـاشـیـم...
یـه روزایـی جـوون شـدیـم امـا تـا شـبـش پـیـر شـدیـم...

از دسـه غـصـه هـامـون...





ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : چهارشنبه 23 مهر 1393

مـیخـنـدم :

دیـگـر تـ ــب هــم نـدارم

داغ هـ ــم نیـسـتـم

دیـگــر بــ ــه یـ ـاد تـ ــو هـ ـم نـیسـتم

سـ ـرد شـ ـده ام... سـ ـرد سـ ــرد

نمـ ـی دانـم شـایـد دق کـ ــرده ام
کسـ ـی چــ ـه مـی دانـد

بــ ـی حسـ ـم کـ ـردی
نـسبت بــ ــه تمـ ــام حـ ـس هــ ــای دنیـ ــا.





ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : چهارشنبه 23 مهر 1393

تنــــهایم ...


امــــا دلتنگ آغــــوشی نیســــتم ...


خســــته ام ...


ولــــی به تکــــیه گاهــــی نمی انــــدیشم ...

چشــــمهایم تر هــــستند و قــــرمز ...


ولــــی رازی نــــدارم ...


چــــون مدت هــــاست ...


دیگــــر کســــی را " خیــــلی" دوستــــــــ ندارم





ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : دوشنبه 21 مهر 1393
وقتی کسی کنارت هست،خوب نگاهش کن :
به تمام جزئیاتش
به لبخند بین حرفهایش
به سبک ادای کلماتش
به شیوه راه رفتنش،نشستنش
به چشم هایش خیره شو و دستانش را به حافظه ات بسپار...
گاهی آدم ها آنقدر سریع می روند که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت می گذارند...



ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : دوشنبه 21 مهر 1393

مـا نَسـلی هَسـتیم کِه :


نـَه بِه پِدَرمـان رَفتیم .. نَه بِه مـادَرِمـان ..


مـا بِه " گـ ـ ـ ـ ـا " رَفتـیم ..


نَه اِزدِواج کَردیـم .. وَ نَه بِه جَنگ رَفتـیم ،


ولی بی اَعـصابیم وَ مـوجی ..


نَسـلی هَستیم کِه اَز بـیرون تَحریم شُدیم ،


از داخل فـ ـ ــ ی-لتِر ..


هَم از دُزد مـیتَرسیم ،


هَم از پُـ ـ ـ ـ ـلیس ..


هَم از دوســت ضَربـه خُوردیـم ،


هَــم اَز دُشمَن ..


حــیف شُد ..


این بُود دُنیـایی کِه ..


بَرای آمدَنَش بِه شِکَم مـــادَر لَگَد مــیزَدیم .. ؟!



ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : جمعه 18 مهر 1393

ﻣـــــــــــــــﺎ ﺁﺩﻣــــــــــــــﺎ ﻭﻗﺘـــــــــــــــــــــــــﯽ ﻋﺎﺷـــــــــــــــــــــﻖ ﻣﯿـــــــــــــــﺸــــــــــــــــــﯿﻢ
ﺑـــــــــــــــــﻪ ﺟــــــــــــــــــﺎﯼ ﺍﯾـــــــــــــــــــﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑــــــــــــــــــــﻮﺩﻥ ﺑــــــــــــــــــــﺎ ﻋشـــــــــﻘﻤﻮﻥ ﻟـــــــــــــــــــﺬﺕ ﺑــــــــــــــــــﺒــــــــــــــــــــﺮﯾﻢ ،
ﺗـــــــــــــــــــﺮﺱ ﺍﺯ ﻧــــــﺒــــــﻮﺩﻧﺶ ﺩﺍﻏـــــــــــﻮﻧﻤﻮﻥ ﻣــــــــــــــــــــﯿﮑــــــــــــــــــــﻨﻪ ..!
ﺷــــــــــــــــــــﮑﺎﮐﻤﻮﻥ ﻣﯿــــــــــــــــــــﮑﻨﻪ ...!!
ﺑــــــــــــــــــــﺪ ﺧﻠﻘﯽ ﻣــــــــــــــــــــیکﻨﯿﻢ ..
ﺩﻋـــــــــــــــــــــــﻮﺍ مــــــــــــــــــــیکنیم ..
ﺑــــــــــــــــــــﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ مــــــــــــــــــــیکنیم ...
ﻗــــــــــــــــــــﻬﺮ ﻣـــــــــــــــــــیکﻨﯿﻢ ﻭ ســـــــــــﺮﺩ ﻭ ﺳــــــــــــــــــــــﺮﺩﺗﺮ مــــــــــــــــــــﯿﺸﯿﻢ
ﺍﯾــــــــــــــــــــﻨﺎ ﻫﻤــــــــــــــــــــﺶ
ﺑــــــــــــــــــــﺨﺎﻃﺮ تــــــــــــــــــــرﺱ ﺍﺯ ﺩﺳـــﺖ ﺩﺍﺩﻧﻪ
کــــــــــــــــــــاش تــــــــــــــــــضمینی برای این نرفتن بود...



ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : پنجشنبه 3 مهر 1393

بزن باران که امشب مست مستم حکایت نامه عشقم رو بستم بزن سازی بر آن چشمان مستش بزن تا قیامت با تو هستم

‏بزن باران که امشب مست مستم  حکایت نامه عشقم رو بستم  بزن سازی بر آن چشمان مستش  بزن تا قیامت با تو هستم‏



ارسال توسط رامین مهدی پور
تاريخ : یکشنبه 23 شهریور 1393

همیشه باید کسی باشد تا بغضهایت را قبل از لرزیدن چانهات بفهمد
باید کسی باشد … …که وقتی صدایت لرزید بفهمد
که اگر سکوت کردی، بفهمد …کسی باشد که اگر بهانهگیر شدی بفهمد
کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد
به توجهش احتیاج داری
بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری
بفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است
بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران
برایِ بوسیدنش برایِ یک آغوشِ گرم تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد همیشه…!



ارسال توسط targol
تاريخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393
کاش میدونست ک چقدر برام مهمه، تا اینطوری ساده از روی احساساتم رد نمیشد!!! کاش این همه بهم بی تفاوت نبود!!! کاش حداقل میدونست ک اگه نباشه، میمیرم!!! کاش میدونست ک چقدر برام سخته، وقتی باهام خداحافظی میکنه!!! کاش یکم برام از احساساتش میگفت... لعنت ب این کاش ها ک هیچ وقت به حقیقت نمی پیونده و فقط خرابم میکنه

ارسال توسط targol
رویت سوابق بیمه شده ها

آخرین مطالب

پر امکانات ترین سرویس وبلاگ دهی

دانلود