سلام دوستان امروز تولد منه ولی خوشحال نیستم![]()
دیگه از خدا نمی خوام منو بهش برسونه فقط می خوام که اون چیزی که صلاحمه برام رقم بزنه!
اینم از حال امشب من....بیخـــــــــــــــــــــــــــــــــــیال بزاریم اینا هم یه خاطره باشن خودشون که نخواستن خاطره ی بد باشن....
به تو نرسیدم، اما خیلی چیزارو یاد گرفتم...
یاد گرفتم به خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ بگم.
یاد گرفتم هیچکس ارزش شکوندن غرورم رو نداره.
یاد گرفتم توی زندگی برای اون که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشکونم.
یاد گرفتم گریه ی هیچکس رو باور نکنم.
یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم.
یاد گرفتم دم از عاشقی بزنم ولی اما از کجا بگم از کی بگم...
می خوام همین جا دلمو بشکونم خوردش کنم تا دیگه عاشق نشه.
تا دیگه کسی رو دوست نداشته باشه.
توی این زمونه کسی نباید احساس تورو بدونه وگرنه اون تورو می شکونه.
می خوام بشم همون آدم قبل کسی که از سنگ بود و دو رو برش دیواری از سکوت و بی تفاوتی...
می خوام تنها باشم...
از این دنیا و آدماش یاد گرفتم ...
یاد گرفتم حتی اگه عاشق شدم به رومم نیارم که اصلا" کسی هست که من عاشقش شدم...
یاد گرفتم اگر کسی باهام نامهربونی کرد خیلی زود فراموشش کنم...
یاد گرفتم اگر کسی دلمو شکوند، من دل کسی رو نشکونم...
یاد گرفتم نزارم کسی اشکهامو ببینه...
یاد گرفتم نزارم کسی بفهمه تو دلم چی میگذره و بخواد برام دل
بسوزنه...
یاد گرفتم تو این دنیا به جز خودمو خدام به کسی تکیه نکنم...
یاد گرفتم راز دلمو به هیچکس نگم بجاش رازدار خوبی باشم...
یاد گرفتم غرور کسی رو زیر پاهام له نکنم، نزارم کسی غرورمو
بشکونه...
یاد گرفتم هیچ وقت التماس کسی نکنم جز همونی که بالا سرمه...
یاد گرفتم که برای رسیدن به هدفم دیگران را بازیچه قرار ندم...
یاد گرفتم دوستی یک حادثه است و جدایی قانون...
یاد گرفتم هر گناهی که کردم ولی حرمت دل کسی رو نشکنم...
یاد گرفتم دنیا برام هرچی رقم زد قبول کنم و دم نزنم...
یاد گرفتم که همیشه همه ی اینا یادم باشه...
یاد گرفتم اینا همش درس های دنیاس...
آره دنیا به آدماش درس میده و بعضی وقتا این دنیا چه پست و زشته...
نمیدونم از کجا باید شروع کنم ولی یه حسی منو وادار می کنه که بنویسم
خیلی از مسائل سخته عشقتو با یکی دیگه ببینی
عشقت بهت پشت کنه
عشقت دیگه تو رو نخواد و رو همه چیز پا بذاره و خیلی از مسایل دیگه
ولی سخت تر از همه اینه که خدا تو رو فراموش کنه
برام سخت بود وقت جدایی وقت تنها شدن وقت ترد شدن و موندن به تنهایی ولی وقتی دیدم خدا منو تنها نذاشت وقتی دیدم خدا هنوز باهامه به خودم امیدوار شدم قدرت گرفتم تا زندگی از دست رفتمو از نو بسازم شروعی تازه با زندگی جدید دوستای خوب
درسته اون رفته ولی خدا که نرفته خدا هنوز باهامه
از اون روز داره بهم کمک می کنه طوری که باورش خیلی جاها سخته
از دست دادن اونی که دوسش داری سخته ولی یادمون باشه که اگه خدا رو از دست دادیم زندگیمون از دست میره
لعیا پور بی نظرخواجه
تا شقایق یا هر گل دیگم شد زندگی باید کرد نمیدونم از کجا باید شروع کنم ولی اینجوری میگم اینو یکی بهم گفت خیلی جالبه عشق ها هر مدوم شبیه یک گل میمونند بعضی ها یشن شقایق تا که از عشقش جدا می کنی پر پر میشن بعضی ها هم میشن گل رز تا بهشون نزدیک میشی زخمیت می کنن و یه یادگاری تلخ برات میزارن بعضی گلها هم مثل نیلوفر برای رسیدن بهش تلاش میکنی سرانجام وقتی میرسی بهش میبینی تو مرداب داری غرق میشی و کاری ازت بر نمیاد نمیدونم چی می خوام بگم ولی امشب بازم دارم بارونی میشم روزهاست که از رفتنت میگذرد و من منتظر که یک روز برگردی ولی نه برای
اینکه با من باشی نه فقط می خوام ازت گله کنم می خواهم بپرسم چرا من که بودم برایت عروسک خیمه شب بازی؟
سلام دوستان اگه قسمت بشه تا چند روز دیگه می خوام براتون از بهشید بگم؟؟؟
hal:متن پیام
یا پیام های خود را به شماره09336629866 ارسال کنید.
سال نو مبارک![]()

















