تاریخی
مادر پسرک فقیر مریض بود.پسرک به دارو خانه رفت و از بی
پولی،مجبور شد دارو های مورد نظر را بدزدد.اما گیر می افتد و دارو ها را از
او می گیرد.همان زمان مردی او را میبیند.وقتی متوجه می شود که جریان
چیست،پول دارو ها را حساب می کند و ودارو ها را به او می دهد.سی سال
بعد.همان مرد ناگهان در محل کار خود سکته می کند و نقش بر زمین می
شود.زمانی که او را به بیمارستان می برند،می فهمند هزینه ی عمل بسیار سنگین
است.روزی یکی از بچه های آن مرد کنار تخت پدر صورت حسابی را می بیند که
زیر آن پرداخت شد را نوشته بود.و یک یادداشت دیگر:«این هزینه سی سال پیش
پرداخت شده است»در واقع،او همان پسرکی بود که آن مرد سی سال پیش آن کار را
برایش کرده بود.
برچسبها:تاریخی،عوض عوض،کمک کردم،دست افتاده گرفتن،مهربانی،خواست خدا،
موضوعات مرتبط با این مطلب : دانستنی ها
برچسب ها: برچسبهاتاریخی,عوض عوض,کمک کردم,دست افتاده گرفتن,مهربانی,خواست خدا
فقیر واقعی
داستان گفتگوی پادشاه با پیرمرد بارکش و بدون گاری
هنگام غروب، پادشاه از شکارگاه به سوی ارگ و قصر خود روانه می شد. در راه
پیرمردی دید که بارسنگینی از هیزم بر پشت حمل میکند لنگ لنگان قدم بر
میداشت و نفس نفس صدا می داد پادشاه به پیرمرد نزدیک شد و گفت:
مردک مگر تو گاری نداری که بار به این سنگینی می بری. هر کسی را بهر کاری
ساخته اند. گاری برای بار بردن و سلطان برای فرمان دادن و رعیت برای فرمان
بردن.
پیرمرد خنده ای کرد و گفت : اعلی حضرت! این گونه هم که فکر می کنی فرمان در دست تو نیست. به آن طرف جاده نگاه کن. چه می بینی؟
پادشاه: پیرمردی که بارهیزم بر گاری دارد و به سوی شهر روانه است.
پیرمرد: می دانی آن مرد، اولادش از من افزون تر است ولی فقرش از من بیشتراست؟
پادشاه: باور ندارم، از قرائن بر می آید فقر تو بیشتر باشد زیرا آن گاری دارد و تو نداری و بر فزونی اولاد باید تحقیق کرد.
پیرمرد: اعلی حضرت! آن گاری مال من و آن مرد همنوع من است. او گاری نداشت و
هر شب گریه ی کودکانش مرا آزار می داد چون فقرش از من بیشتر بود گاری خود
را به او دادم تا بتواند خنده به کودکانش هدیه دهد.
بارسنگین هیزم، با صدای خنده ی کودکان آن مرد، چون کاه بر من سبک می شود.
آنچه به من فرمان می راند خنده کودکان است و آنچه تو فرمان می رانی گریه
کودکان است!
برچسبها:فقیر،فقر،پادشاه،گاری،پادشاه و پیرمرد،فقیر واقعی،مهربانی،جالب،
موضوعات مرتبط با این مطلب : دانستنی ها
برچسب ها: برچسبهافقیر,فقر,پادشاه,گاری,پادشاه و پیرمرد,فقیر واقعی,مهربانی,جالب