تنهایی
جمعه 20 تیر 1393 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : رامین مهدی پور
غم عشق
سه شنبه 23 خرداد 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : رامین مهدی پور
وقتی خیلی دیره که تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بود
بیشتر از همه دوستت داشت ولی تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغی بوده…
وقتایى حس آخرین بیسکوئیت مونده توبسته ساقه طلایى رودارم!شکسته وتنها!!!
کاشکی دنیا هم به خوشگلی دنیا دختر همسایه ما بود
موضوعات مرتبط با این مطلب :
بی وفایی
دوشنبه 22 خرداد 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : رامین مهدی پور
زخمی ترین ساقه این جنگلم! تیغ و تبری نیست که مرا نشناسد!
وقتی میشکنم.. خوب تماشا کن شایدروزی به دنبال تکه هایم بگردی..
این اشتباه من بود که کارهای تو رو با یه ”ش” اضافه میخوندم
تو به قلبم ”عق” زدی و من اونو
”عشق” می دیدم
تو برای دلم ”ور” زدی و من اونو
”شور” زدن دلت می دیدم
تو اراجیف رو ”عر” می زدی و من همه اونها رو ”شعر” می دیدم
تو ارزش یه ”آه” رو هم نداشتی اما من تو رو ”شاه” می دیدم !!
موضوعات مرتبط با این مطلب :
تنهای
یکشنبه 21 خرداد 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : رامین مهدی پور
گذشته که حالم را گرفته است !
آینده که حالی برای رسیدنش ندارم !
و حال هم حالم را به هم میزند
چه زندگی شیرینی!…
این روزها هرکی منو میبینه میگه :
وااای خوش به حالت چقدر لاغر شدی !!! رمز موفقیتت چی بوده ؟
من فقط لبخند میزنم و تو دلم میگم :
بازیچه شدن …
وااای خوش به حالت چقدر لاغر شدی !!! رمز موفقیتت چی بوده ؟
من فقط لبخند میزنم و تو دلم میگم :
بازیچه شدن …
موضوعات مرتبط با این مطلب :
تنهای بی سنگ صبور
شنبه 20 خرداد 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : رامین مهدی پور