معنی واقعی عشق !!!
یکشنبه 8 بهمن 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : رامین مهدی پور
سرباز
قبل از اینكه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت: ((پدر و
مادر عزیزم جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم؛ولی خواهشی از شما
دارم. رفیقی دارم كه می خواهم او را با خود به خانه بیاورم)).
پدر و مادر او در پاسخ گفتند:...
سرباز
قبل از اینكه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت: ((پدر و
مادر عزیزم جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم؛ولی خواهشی از شما
دارم. رفیقی دارم كه می خواهم او را با خود به خانه بیاورم)).
پدر و مادر او در پاسخ گفتند: ((ما با كمال میل مشتاقیم كه او را ببینیم)).
پسر ادامه داد : ((ولی موضوعی است كه
باید در مورد او بدانید؛ او در جنگ بسیار آسیب دیده و در اثر برخورد با
مین یك دست و یك پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و من
می خواهم اجازه دهید او با ما زندگی كند)).
پدرش گفت: ((ما متاسفیم كه این مشكل برای دوست تو به وجود آمده است. ما كمك می كنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا كند)).
پسر گفت: ((نه؛ من می خواهم كه او در
خانه ما زندگی كند)). آنها در جواب گفتند: ((نه؛ فردی با این شرایط مو جب
دردسر ما خواهد بود.ما فقط مسئوول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او
آرامش زندگی ما را بر هم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش
كنی)).
در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع كرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند.
چند روز بعد پلیس نیویورك به خانواده
پسر اطلاع داد كه فرزندشان در سانحه سقوط از یك ساختمان بلند جان باخته و
آنها مشكوك به خودكشی هستند.
پدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورك پرواز كردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشكی قانونی مراجعه كردند.
با دیدن جسد؛ قلب پدر و مادر از حركت ایستاد.
پسر آنها یك دست و پا نداشت.
حتی زمانی كه تردید داریم قلب ما در یقین است.
موضوعات مرتبط با این مطلب : عشق
____________________________________________________
برچسب ها: معنی واقعی عشق
برچسب ها: معنی واقعی عشق