دلتنگی
چقدر دوست داشتم تمام دلتنگی های این روزها را با کسی تقسیم میکردم
و یا کسی بود برای گوش دادن و درد و دل کردن


موضوعات مرتبط با این مطلب : عشق
برچسب ها: وقتی دلم به درد میاد,درد دل,تنهایی,دلتنگی,درد دل
وقتی دلم به درد میاد
نمیدانم چرا دوست دارم بنویسم
بنویسم از این حس سرکوب شده
از این حسی که بغض به گلوم میندازد
از این حال غریب !!!
از این دلتنگی و تضاد تلخ!
از آن روزهای بی تکرار
از آن التهاب درون و از آن عشق دیر یافته
عزیز دورم! دور نزدیکم ! عزیز عزیزم !
با تو بودن به گونه ای و بی تو بودن به گونه ای دیگر است
تو را باید کجای روزگارم جای دهم ؟
که دست هیچ اندیشه ای به تو نرسد !
که هیچ گاه از دستت ندهم ؟
تو را باید به چه نام بخوانم که بمانی و من ؟!
من کجای روزگارت خواهم بود؟
من با نگاهت حرفها دارم
مقصد هایی برای رسیدن
تو درد مشترکی ! مرا فریاد کن
باتو میشود همیشه عاشق ماند
تو از آن منی و من بی تو ویرانه ای بیش نیم ...
بمان ...
موضوعات مرتبط با این مطلب : عشق
برچسب ها: وقتی دلم به درد میاد,درد دل,تنهایی,دلتنگی
وقتی دلم به درد میاد
وقتی دلم به درد میاد و کسی نیست به حرفهایم گوش کند،
وقتی تمام غمهای عالم در دلم نشسته است،
وقتی احساس می کنم دردمند ترین انسان عالمم... وقتی تمام عزیزانم با من غریبه می شوند...
و کسی نیست که حرمت اشکهای نیمه شبم را حفظ کند... وقتی تمام عالم را قفس می بینم...
بی اختیار از کنار آنهایی که دوسشان دارم.. بی تفاوت می گذرد...
موضوعات مرتبط با این مطلب : عشق
برچسب ها: وقتی دلم به درد میاد